الشيخ محمد علي الگرامي القمي

110

فلسفه (مقدمات، شناخت، ديالكتيك و ادراكات حقيقى و اعتبارى) (فارسى)

ارتباط ميان آن‌ها را دريافت مىكنيم و مىدانيم كه برخى از وجودات با برخى ديگر رابطه دارند كه اين رابطه را با برخى ديگر ندارند ، رابطه‌ى علت و معلول ميان دو وجود اين چنينى ، در ميان وجوداتى ، كه اين گونه رابطه ندارند ، وجود ندارد . بحث تشكيك مزبور فوايدى دربردارد و نتايجى مىدهد : از جمله اين كه 1 - فهميديم كه امتياز وجودات از يك‌ديگر مربوط به خود وجود است . 2 - تفاوت وجود ما با پيامبر و با هر وجود ديگر در مراتب و خصوصيات وجودى است . در اصل وجود همه با هم شراكت و پيوند دارند و از اين جهت به هم نزديك هستند و اين همان جهت وحدتشان مىباشد و در خصوصيات مراتب وجود از هم فاصله دارند ؛ فاصله‌اى كه تا بىنهايت پيش مىرود . 3 - در اين امتداد دو مرز قوى و ضعيف وجود دارد . در مرز قوت ، ذات كامل واجب الوجود قرار دارد كه علت همه‌ى وجودات ديگر است ، و در مرز ضعيف ، وجود بسيار ضعيف هيولا و ماده‌ى عالم طبيعت قرار دارد كه چيزى جز قدرت و قوه‌ى پذيرش نيست . ( ماده‌ى فيزيكى ، يعنى ذرات جسم را نمىگويم ، بلكه ماده‌ى فلسفى ، يعنى قوه‌ى پذيرش رشد و كمال و صورت‌هاى ذاتى مراحل مختلف وجودى را مىگويم كه در بحث ماده و صورت بايد بررسى شود ) . مراتب مختلف وجود را مطلق و مقيد نيز مىگويند . مطلق ، وجودى است كه هيچ‌گونه قيد و حدّى ندارد كه فقط خداوند تبارك و تعالى چنين است كه هيچ گونه محدوديتى ندارد : نه محدوديت مكانى كه بتوانيم همچون اشاره به نقطه‌اى خاص به او اشاره كنيم و يا بالا و پايين چيزى قرارش دهيم ، و نه محدوديتى كه بتوانيم به عدد و شماره‌اش درآوريم . « كسى كه به او اشاره كند - اشاره‌ى ظاهرى او را محدود كرده است و كسى